klein tools 9 انگشت برش جانبی با فشار بالا به معنی انگلیسی

معنی tool - دیکشنری آنلاین آبادیس- klein tools 9 انگشت برش جانبی با فشار بالا به معنی انگلیسی ,آبادیس - معنی tool = معنی : ساز، اسباب، الت، ابزار، افزار، الت دست، برگ، شکل دادن، دارای ابزار کردن، بصورت ابزار دراوردن، مجهز کردن معانی دیگر: آچار، کاچار، دست افزار، بساط، (جمع) لوازم، کارافزار، ماشین افزار،معنی search - دیکشنری آنلاین آبادیسآبادیس - معنی search = معنی : بازرسی، تکاپو، سراغ، جستجو، تجسس، کاوش، طلب، طلب کردن، طلبیدن، جستجو کردن، بازرسی کردن، گشتن، پژوهیدن، پوییدن، بادقت جستجو کردن معانی دیگر: (دنبال کسی یا چیزی) گشتن، تجسس کردن، جوییدن،



ترجمه اصطلاحات ایرانی به انگلیسی

مشکل بسیار بزرگی که ایرانیان خارج نشین در گفتگو با مردم انگلیسی زبان داشتند، بیان اصطلاحاتِ رایج در زبان فارسی بوده که نمیشد به زبان انگلیسی ترجمه کرد،اما اکنون این مشکل هم الحمدالله برطرف شد!!drooling *My father came out, and I will take ...

20 اصطلاح انگلیسی برای اینکه مانند یک Native صحبت کنید ...

Nov 17, 2018·تصور کنید در یک کافی شاپ آمریکایی هستید. صدای موزیک بلندی می‌آید، اما می توانید تشخیص دهید که مردم چه می گویند. می شنوید که یک نفر در مورد ضربه زدن به کتاب صحبت می کند … دیگری در مورد چرخاندن بازوی کسی صحبت می کند …

ترجمه کلمه lift به فارسی | دیکشنری انگلیسی بیاموز

1. او کمی صدایش را بالا برد. 2. She lifted her head to gaze at him. 2. او سرش را بالا آورد تا به او نگاه کند. to lift one's hand/arm/leg. دست/دست/پای خود را بالا آوردن. She lifted her hand to knock on the door once again.

ترجمه کلمه cool به فارسی | دیکشنری انگلیسی بیاموز

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی cool به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - باشه! ... دهند از چیزی یا کسی راضی هستند و آن را تایید می‌کنند یا می‌خواهند با پیشنهادی موافقت کنند.

معنی still - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی still = معنی : خاموشی، سکوت، دستگاه تقطیر، راکد، خاموش، بی حرکت، ساکن، ساکت، ارام، ساکت کردن، عرق گرفتناز، ارام کردن، هنوز هم معذلک، هنوز، باز هم، همیشه معانی دیگر: آرام، بی صدا، خموش، صامت، ناجنبا،

850 کلمه پایه زبان انگلیسی با معنی فارسی

850 کلمه پایه زبان انگلیسی با معنی فارسی ... انگشت پا: together , با هم ... به جای این که «هیچکس» باشید، با مطالعه و حوصله، پُربار و به اندازه ای بنویسید تا کسی باشید. اگر می خواهید نویسنده ای را ذوق زده ...

معنی align - دیکشنری آنلاین آبادیس

دیکشنری آبادیس شامل بخش هایی نظیر دیکشنری به زبان های مختلف از جمله انگلیسی، فارسی، عربی و همچنین بیست دیکشنری تخصصی با تلفظ انگلیسی و آمریکایی، ترجمه مخفف و کلمات اختصاری، مترجم آنلاین متن ...

معنی gauge - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی gauge = معنی : درجه، وثیقه، اندازه، پیمانه، معیار، مقیاس، گرو، اندازه گیر، وسیله اندازهگیری، مصرف سنج، پیمانه کردن، اندازه گرفتن، گرو گذاشتن، شرط بستن، ازمایش کردن معانی دیگر: (راه آهن) فاصله ی بین ریل ه

Copyright ©VANQUISH All rights reserved